درگیری سوریه با ترکیه + فیلم

به نقل از وبلاگ دفاعی دیگر مقام‌های رسمی ترکیه می‌گویند روز چهارشنبه خمپاره‌های شلیک‌شده از خاک سوریه پنج کشته برجای گذاشته است.

خبرگزاری رویترز محل اصابت این خمپاره را شهر آقجاقلعه در جنوب ترکیه ذکر کرده و گزارش داده است قربانیان یک مادر و چهار فرزندش بوده‌اند.

پس از انفجار این خمپاره احمد داود اوغلو، وزیر خارجه‌ی ترکیه، در تماس‌هایی جداگانه با دبیرکل سازمان ملل و دبیرکل ناتو، آنها را از آخرین تحولات در این باره مطلع کرده است.

ساعاتی پس از شلیک یک خمپاره از خاک سوریه که پنج کشته در یکی از شهرهای جنوبی ترکیه برجای گذاشت، دفتر نخست وزیر ترکیه اعلام کرد ارتش این کشور در پاسخ، مواضعی را در خاک سوریه با توپخانه هدف قرار داده است.

دفتر رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در اطلاعیه‌ای اعلام کرد بلافاصله پس از این حمله‌ی به گفته وی «منفور» مواضعی در خاک سوریه که با رادار شناسایی شده بود زیر آتش توپخانه‌ی این کشور قرار گرفت.

دفتر رجب طیب اردوغان همچنین در این اطلاعیه یادآور شده است: «ترکیه هرگز چنین اقدامات تحریک‌آمیزی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت».

گلوله باران ترکیه 1- حجم 13.7 مگابایت

گلوله باران ترکیه 2 - حجم 2.4 مگابایت

گزارش تصویری شبکه بی بی سی از گلوله باران سوریه - حجم 6.5 مگابایت

فرود اضطراری فوکر 100 هما به کمک نیروی هوایی ارتش+لینک دانلود

به نقل از وبلاگ دفاعی دیگر

صبح امروز یک فروند هواپیمای مسافربری که از تهران عازم اهواز بود بدلیل نقص فنی مجبور به فرود اضطراری در فرودگاه مهرآباد شد که با حضور به موقع کارکنان فنی پایگاه یکم شکاری شهید لشکری نهاجا بدون سانحه و به سلامت به زمین نشست.

امیر خلبان عزیز نصیرزاده معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش در این رابطه اظهار داشت: هواپیمای مسافربری فوکر 100 که با 140 مسافر از تهران عازم اهواز بود، بدلیل نقص فنی در ناحیه چرخ های جلو بلافاصله پس از بلند شدن مجبور به فرود اضطراری در فرودگاه مهرآباد شد که با حضور به موقع کارکنان فنی و تیم پیشگیری از سانحه نهاجا(Crash Recovery)، باند فرودگاه فوم پاشی و هواپیما با هدایت و راهبری مناسب به سلامت فرود آمد.

معاون هماهنگ کننده نهاجا ضمن ابراز خرسندی از سلامت سرنشینان و تقدیر از اقدام به موقع کارکنان نیروی هوایی در این حادثه، خاطرنشان کرد: یکی از ماموریت‌های نیروی هوایی ارتش در پایگاه‌هایی که دارای باند مشترک کشوری و لشکری هستند کمک به هدایت و کنترل پروازها جهت پیشگیری از سوانح هوایی است که نیروی هوایی ارتش این مهم را تاکنون به نحو شایسته انجام داده است.

دانلود فیلم فرود هواپیما

سامانه‌های دیده‌بانی‌هوشمند در پدافندهوایی/احتمال وقوع جنگ الکترونیک

سامانه‌های دیده‌بانی‌هوشمند در پدافندهوایی/احتمال وقوع جنگ الکترونیک
 

امیر فرزاد اسماعیلی فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) در گفت‌وگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس به تبیین نقش پدافند هوایی در جنگ تحمیلی پرداخت و اظهار داشت: برای پدافند هوایی کشورمان می‌توانیم 3 برهه از زمان را ترسیم کنیم. پدافند هوایی ایران از سال 1312 به صورت مرحله به مرحله کار خود را آغاز کرد تا اینکه در دهه 1330 به شکل اصلی خودش به عنوان تیپ مستقل دفاع هوایی می‌رسد و کارش را شروع می‌کند.

وی افزود: پدافند هوایی با ورود رادارها و سامانه‌های موشکی و توپخانه‌ای از دهه 1330 تا پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که تقریبا یک شکل و شمایل استقراری، ثابت و ایستایی به خود می‌گیرد، تنها وظیفه‌اش حفظ و حراست از پایگاه‌های شکاری نیروی هوایی بوده تا بتوانند از تهاجمات دشمن را در برابر پایگاه‌های شکاری و بمباران فرودگاه‌ها جلوگیری کنند.

اسماعیلی در ادامه با بیان اینکه در طول 8 سال دفاع مقدس وظیفه پدافند هوایی بسیار بیشتر شد، گفت: در آن زمان حس می‌شد که دهلیزها و معابر نفوذی که هواپیماهای حمله‌ور بعثی عراق از طریق آن حمله می‌کنند در مسیر پایگاه‌های شکاری نیروی هوایی نیست و برای اینکه از پالایشگاه‌های و سدها و نیروگاه‌ها حفظ و حراست می‌شد، بخشی از سامانه‌های پدافند هوایی باید گسترش می‌یافت.

فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) تاکید کرد: در آن فضای پس از انقلاب با وجود ناامنی‌ها و ترور‌ها و اینکه با وجود بدنه مردمی اما تعدادی از فرماندهان ارتش، مردمی نبودند، وقتی جنگ شروع شد پدافند هوایی فرماندهانی که در آن زمان در خود می‌بینند کسانی بودند که در پیکره پدافند بودند و با یک کار جهادگونه سامانه‌ها را گسترش دادند و با تاکتیک‌ و تکنیک متناسب با هم در برابر دشمن می‌ایستند.

وی با بیان اینکه وقتی عملیات والفجر 1 را آنالیز و بررسی می‌کنیم می‌بینیم تاکتیکی‌ که به کار رفته است تا آن زمان در دنیا کم نظیر بوده است، گفت: بسیاری از تاکتیک‌ها بایستی در اتاق‌های جنگ و دفاع و با حضور فرماندهان استراتژیست نظامی و هماهنگی کامل نیروهای مختلف باشند تا عملیات با موفقیت انجام شود. اما دیدیم که چندین جوان که به سمت فرماندهی و عملیات نیرو و پدافند منصوب شده بودند عملیات‌هایی این چنینی را با موفقیت انجام دادند.

اسماعیلی همچنین اظهار داشت: حضرت آقا در خصوص اقدامات پدافند هوایی در عملیات‌های دفاع مقدس فرمودند «پدافند هوایی ابتکارات و اقدامات عجیبی برای کشور در زمان دفاع مقدس ایجاد کرد»، ایشان 236 مرتبه در رابطه با پدافند هوایی فرمایش داشته‌اند که تمام این فرمایشات یک سو داشت و آن هم اولویت‌ اول بودن پدافند هوایی در صحنه‌های رزم آتی است.

وی ادامه داد: بعد از اتمام 8 سال دفاع مقدس و شروع یک بستر جدید در دنیا و مشاهده جنگ‌های امروزی که در آن کشورهای غاصب برای هجمه و حملاتشان بر علیه کشورهای مظلوم برای سرعت عمل بیشتر و دقت بالاتر و حصول نتیجه بهتر ر زمان کوتاهتر در زمینه‌ هوا از سامانه‌های هواپایه استفاده می‌کنند، این نیاز حس شد که یک یگان تخصصی و صرفا دفاع هوایی باید تشکیل شود تا همه ابتکارات و تفکرات نظامی و تمام ایدئولوژی اجرایی‌اش را بر روی مسائل پدافند هوایی متمرکز کند.

فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) گفت: پدافند هوایی علاوه بر استقلالش که در دهم شهریورماه 1387 از نیروی هوایی پیدا کرد، لازمه دیگرش این بود که از همه پتانسیل دفاعی کشور استفاده کند به همین جهت اسم قرارگاه را به خود گرفت و نیرو نشد.

وی تاکید کرد: گسترش سامانه‌های راداری، شنود الکترونیکی دیده‌بانی، سامانه‌های موشکی ارتفاع بالا و متوسط سامانه‌های توپخانه‌ای ارتفاع کم و دوش پرتاب در بیش از 3 هزار نقطه در کشور ایجاد شده و پدافند هوایی لایه به لایه دیده شده است.

اسماعیلی ادامه داد: در همین راستا در بحث چگونگی رویارویی با هجمه حملات و تهدیدات احتمالی آینده، سامانه‌هایی که از قبل موجود بود، بومی سازی شدند زیرا ما در تهدید و تحریم‌ به موازات هم هستیم. جهاد خودکفایی قرارگاه و صنایع وزارت دفاع و دانشگاه‌ها کمک کردند تا سامانه‌های موجود در کشور که از قبل وارد شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور شده بود امروز به سامانه‌های بومی و کاملا ایرانی تبدیل شوند.

وی خاطرنشان کرد: در بخش تولیدات هم سامانه‌های جدیدی در حوزه راداری، شنود الکترونیکی، جنگ الکترونیکی و سامانه‌های موشکی به عرصه پدافند هوایی کشور وارد شده است. ورود این سامانه‌ها از چندین لحاظ به پدافند هوایی و حفظ امنیت هوافضای کشور کمک می‌کند یکی از آن بخش‌ها این است که دیگر پدافند هوایی تک محوری و تک فرکانسی و تک طیفی نیست.

اسماعیلی ادامه داد: زیرا جنگ‌های آینده همانند جنگ‌های 8 سال دفاع مقدس نیست و ممکن است ما با یک فضای جنگ الکترونیک بسیار شدید و در سطح وسیع روبرو شویم، پس نیاز بود سامانه‌های کشف و شناسایی ما دارای طیف‌های فرکانسی متعدد باشند که الان سامانه‌هایمان این قابلیت را دارند.

فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) با بیان اینکه کارهای بسیار خوبی در بخش جنگ الکترونیک و استفاده از سامانه‌های دیده‌بانی هوشمند صورت گرفته است، اظهار داشت: آنچه که پدافند هوایی به صورت لایه به لایحه به آن فکر کرده است، استفاده از سامانه‌های بومی و تولیدات ایرانی توامان در مراکز هسته‌ای، حساس، حیاتی و بعد کل کشور جمهوری اسلامی ایران است.

وی با تاکید بر اینکه در بخش تحقیقات بالغ بر 250 نخبه کشوری با قرارگاه همکاری می‌کنند، گفت: ما تاکتیک‌‌هایمان را هم بر حسب تکنیک تنظیم می‌کنیم، اگر می‌بینیم در دنیا کشورهای صاحب تکنولوژی دارای سامانه‌های پیچیده و پیشرفته هستند و اگر ما به سبب تهدید‌ها و تحریم‌هایی که می‌شویم نمی‌توانیم به آن اندازه پیچیدگی و پیشرفت داشته باشیم، اما به اندازه‌ای در سامانه‌های بومی و ایرانی پیشرفت داریم که بتوانیم با تاکتیک‌ منحصربه‌فردمان دشمن را به زانو در بیاوریم. آنچه که امروز شاهدش هستیم تبلور و عجینی از تاکتیک اسلامی و الهی در کنار تکنیک‌های بومی و ایرانی است.

اسماعیلی تصریح کرد: تهدیدات برای پدافند هوایی نقطه قوت است، هر زمان پدافند هوایی کشور حس کند تهدیدی وجود دارد، سامانه‌هایش را ارتقا می‌دهد و گسترش‌ها و آماده‌باش‌هایمان هم بیشتر خواهد شد.

فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) با اشاره به تهدیدات دشمن فرامنطقه‌ای گفت: ما تهدید هوایی و تهدیدات دشمن فرامنطقه‌ای را برای خودمان به عنوان یک مساله هراس‌آمیز نمی دانیم و این تهدیدی که باعث تقویت ما می‌شود، تقویت پدافند هوایی را هم در تنوع تجهیزات و هم تاکتیک‌ به دنبال دارد.


«پرواز با هواپیمای بدون دم وسر»

 

سرتیپ بازنشته نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران امیر خلبان عباس پورعلی از یادگاران دوران دفاع مقدس است که از روزهای اول و همزمان با اغاز جنگ حضور فعالی در آن داشته است به همین بهانه گفت و گوی کوتاهی با وی انجام داده ایم که می خوانید:

در زمان دفاع مقدس بحث تحریم ها وجود داشت و اکثر هواپیماها دچار نواقص و مشکلاتی بودند. ولی بچه های نیروی هوایی از تبحر بالایی برخوردار بودند و با تمامی موانعی که در پرواز برایشان وجود داشت در تمامی عملیاتها پرواز می کردند و نقاط حساس دشمن را منهدم می نمودند... بچه ها با تمامی مشکلات پروازی در تمامی عملیاتهای ارتش و سپاه پشتیبانی های لازم را انجام می دادند و در کنار آن حفاظت هوایی و مراقبت از بنادر خلیج فارس را نیز بر عهده داشتند. واقعیت این بود که تصور دشمنان بر این بود که با رفتن اساتید آمریکایی نیروی هوایی ایران دچار مشکل خواهد شد و هیچگونه اقدامی نمی تواند انجام دهد ولی بچه های ما ثابت کردند که می توانند کارهای خارق العاده انجام بدهند،شرایط برای ما در مواردی به جایی می رسید که به دلیل نداشتن امکانات ما هواپیماهای صدمه دیده را تعمیر و دوباره مورد استفاده قرار می دادیم حتی من به عنوان کاندید هواپیماهای تعمیر شده را تست می زدم و جالب اینکه یکبار با یک هواپیمایی که نه دم داشت و نه سر بعد از تعمیر پرواز کردم و آن را به رده پروازی بر گرداندم.

جناب پورعلی چطور شد نیروی هوایی را انتخاب کردید؟
** من به پرواز علاقه زیادی داشتم بخصوص پرواز با هواپیمای شکاری، که در آن زمان تعداد خلبان در شهر مشهد بسیار کم بود. برای اینکار من در دانشکده خلبانی تهران ثبت نام کردم و یک دوره یکسال را در آنجا گذراندم که در این دوره بیشتر با مسایل نظامی و آموزش زبان اشنا شدم و بعد از آن دو سال در امریکا دوره خلبانی تخصصی دیدم با هواپیماهای مختلف از جمله هواپیماهای یک موتوره،جت های آموزشی T38 وT37 کار کردم ونهایتا در سال 51 به ایران برگشتم و در ایران دوره های خلبانی F5شکاری و همچنین F4 را زیر نظر اساتید آمریکایی حاضر در ایران دیدم.
*در زمان دفاع مقدس چه درجه ای داشتید؟و اولین پروازتان در آن دوره چگونه بود؟
**من در زمان جنگ با درجه سروانی مشغول فعالیت بودم و اولین پرواز من در اولین روز جنگ بود که ما در آماده باش در پایگاه بندر عباس بودیم که ساعت 14 به من اعلام شد که به سمت بوشهر پرواز کنم که البته هواپیماهای عراقی تا بوشهر آمده بودند بازگشته بودند و من ماموریت دوم را از همدان پرواز کردم. در دوره دفاع مقدس در تمامی مناطق جنگی من پرواز داشتم و در تمام عملیات ها حضور داشتم.
*شما در آن دوره با چه کسانی همرزم بودید؟
** من با شهید بابایی،شهید رستمی و اردستانی و همچنین شهید دوران همرزم بودمالبته آنها هواپیماهایشان با من متفاوت بود و در عملیاتها با هم بودیم.
*شرایط برایتان در دوره دفاع مقدس چگونه بودیم؟
**در زمان دفاع مقدس بحث تحریم ها وجود داشت و اکثر هواپیماها دچار نواقص و مشکلاتی بودند. ولی بچه های نیروی هوایی از تبحر بالایی برخوردار بودند و با تمامی موانعی که در پرواز برایشان وجود داشت در تمامی عملیاتها پرواز می کردند و نقاط حساس دشمن را منهدم می نمودند... بچه ها با تمامی مشکلات پروازی در تمامی عملیاتهای ارتش و سپاه پشتیبانی های لازم را انجام می دادند و در کنار آن حفاظت هوایی و مراقبت از بنادر خلیج فارس را نیز بر عهده داشتند. واقعیت این بود که تصور دشمنان بر این بود که با رفتن اساتید آمریکایی نیروی هوایی ایران دچار مشکل خواهد شد و هیچگونه اقدامی نمی تواند انجام دهد ولی بچه های ما ثابت کردند که می توانند کارهای خارق العاده انجام بدهند،شرایط برای ما در مواردی به جایی می رسید که به دلیل نداشتن امکانات ما هواپیماهای صدمه دیده را تعمیر و دوباره مورد استفاده قرار می دادیم حتی من به عنوان کاندید هواپیماهای تعمیر شده را تست می زدم و جالب اینکه یکبار با یک هواپیمایی که نه دم داشت و نه سر بعد از تعمیر پرئاز کردم و ان را به رده پروازی بر گرداندم.
*یکی از خاطرات تلخ وشیرین فعالیتتان در آن دوران را بیان کنید؟
** خاطره شیرین من حضورم در تمامی عملیاتهایی بود که با پیروزی نیروهای غیور ایرانی همراه بود عملیات فتح المبین که از دزفول ما وارد عمل شدیم و با پیروزی قاطع نیروهای ایران و آزادسازی حدود 2500 کیلومتر مربع از مناطق اشغال شده توسط عراق به پایان رسید،فتح خرمشهد هم جزو عملیاتهایی بود که خاطره شیرینش همیشه به یادماندنی است... تنها خاطره تلخ من اصابت توپ ضد هوایی به هواپیمایم بود که در نهایت توانستم هواپیما را در همدان بنشانم.

«خط قرمز یا تمسخر جامعه بشری ؟ ? RED LINE OR LOGHING TO HUMAN »

 

ماهیت این رژیم که در طول حیات ننگین اش هیچ گونه دستاورد بشردوستانه ای نداشته است و هویت سراسر جعلی این رژیم برای متفکران سئوال برانگیز است . چرا که رژیمی که هنوز ماهیت حضوری خودش در بین اعضاء سازمان ملل زیر سئوال و تردید است و با پشتوانه غول های سلطه در این نهاد بین المللی جا باز کرده چگونه بخود اجازه می‌دهد برای یکی از بنیانگزاران سازمان ملل خط قرمز تعیین کند ؟!


«ویز ویز مگس یا نتانیاهو!»

رئیس جمهوری ایالات متحده در خصوص اضهارات نتانیاهو مبنی بر ایجاد خط قرمز برای پرونده هسته ای ایران گفت:

 "تمام توجه خود را متوجه منافع امریکا و مردم امریکا قرار خواهم داد و در این باره به صداهای مزاحم ( ویز ویز مگس ) توجهی نخواهم کرد."

( حالا ببینید  مردم منطقه غرب آسیا از ویز ویز  دایم این مگس آلوده وگسیل شده از کشور های غربی چقدر در رنج هستند.)


«شماکدام هستید؟؟؟»

فرمانده کل سپاه:جنگ با ایران نقطه پایان رژیم صهیونیستی است.
general jafari:starting war with iran cause end of the israel
قائد الحرس الثوری الإیرانی:الحرب مع الایران تسبب بانتها اسرائیل

«ساخت سهندو طارق توسط ارتش»

فرمانده نیروی دریایی ارتش، دریادار دکتر حبیب الله سیاری:
ساخت ناوشکن سهند و زیردریایی طارق نشان از توانایی بالای  نظامی ایران است
 این افتخارات و پیشرفت‌های فزاینده در ارتش نشان از روح اعتماد به نفس،ابتکار، نوآوری، تعهد و تخصص کارکنان ارتش است.

«خط قرمز یا تمسخر جامعه بشری ؟ ? RED LINE OR LOGHING TO HUMAN »

 

ماهیت این رژیم که در طول حیات ننگین اش هیچ گونه دستاورد بشردوستانه ای نداشته است و هویت سراسر جعلی این رژیم برای متفکران سئوال برانگیز است . چرا که رژیمی که هنوز ماهیت حضوری خودش در بین اعضاء سازمان ملل زیر سئوال و تردید است و با پشتوانه غول های سلطه در این نهاد بین المللی جا باز کرده چگونه بخود اجازه می‌دهد برای یکی از بنیانگزاران سازمان ملل خط قرمز تعیین کند ؟!


ما می توانیم


 

بغداد از نگاه آر اف -4



روزهایی که می گذرد بوهایی به مشام می رسد که یاد آور روزهای دفاع از میهن اسلامی بود. هر چند که آن روزها در دوران کودکیمان بود. اما وقتی تاریخ را مرور می کنیم رشادت ها و دلاوریهای مردان و زنانی را میبینم که این خاک را با خون خود حفظ کردند.
این روزها یک چیز پشتم را گرم میکند. آن هم غیرت و شرف هر ایرانی است که اجازه نخواهد داد هیچ بی ناموسی نگاه به ناموس این وطن کند.
عکس بالا عکسی است که فانتوم شناسایی ایران از شهر بغداد گرفته است. نمیخواهم تصور آن روز را کنم. اما ایران کشوری است که تجربه ۸ سال جنگ با بیش از ۲۰ کشور را داشته. امروز دشمن کوچکی برای ما رجز میخواند.
مطمئنم این رجز خوانی چیزی جز نابودی برای او نخواهد داشت. روزی خواهد رسید که عکسی از تل-آویو را در وبلاگهایمان پست میکنیم. عکسی با رنگ غیرت ایرانی.

عملیات شناسایی بر فراز کاخ صدام

در آبان ماه سال 1359 امیر ناصر رضوانی در نخستین ماموریت جنگی به همراه یکی از سرشناسترین خلبانان کابین جلوی فانتوم عازم بغداد شدند ، هدف این ماموریت عکسبرداری از ساختمانها و اماکن مهم و راهبردی بغداد نظیر "کاخ صدام" ، "مجلس الوطنی " و " ساختمان مرکزی حزب بعث " تعریف شده بود. ماموریت بسیار خطرناک بود و بر اساس طرح پروازی 75 درصد ضریب انهدام داشت زیرا هواپیما به راحتی در دسترس پدافند هوایی قدرتمند شهر بغداد قرار می گرفت. اما این ماموریت با وجود مشکلات فراوان با موفقیت به پایان رسید. این عکس یکی از تصاویر بجا مانده از آن ماموریت است که ساختمان مجلس الوطنی عراق را نشان می دهد.

حمله به اچ 3

بی نظیر ترین عملیات نیروی هوایی در جهان
در 31 شهریور سال 1359 عراق با یورشی ناجوانمردانه به خاک مقدس ایران، جنگی ناخواسته را که شاید مدت ها در فکر آن بود آغاز کرد. جنگی که ما ایرانیان خواستار آن نبودیم.
جنگ آغاز شده بود و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در یکم مهر ماه سال 1359 و تنها یک روز بعد از شروع جنگ، ضربه ای کاری به نیروی هوایی عراق وارد آورد که طی آن 140 فروند از شکاری بمب افکن های نیروی هوایی در عملیاتی به نام "کمان 99" اکثر پایگاه های هوایی عراق را بجز پایگاه الولید، بمباران کرده بودند.
چند ماهی از جنگ می گذشت. در این هنگام دولت بعثی عراق در باتلاقی گرفتار شده بود که هرگز فکر نمی کرد روزی در آن گرفتار شود. نیروی هوایی ایران که صدام حسین در شامگاه 31 شهریور 59 دم از نابودی کامل آن می زد، دست به کارهای بزرگی می زد و با بمباران روزانه مناطق نظامی، خواب را از چشمان بعثیون گرفته بود. در این شرایط که عراقی ها به ضعف نیروی هوایی خود در برابر نیروی هوایی قدرتمند ما رسیده بودند، طبق معمول همیشه دست به دامن همپیمانان خود شدند و آنها نیز با نشان دادن چراغ سبز، خواسته های آنان را برآورده می کردند. یکی از این خواسته ها تقویت نیروی هوایی عراق بود که بر این اساس کشور فرانسه قراردادی با عراق منعقد کرد که بر طبق آن، جنگنده های پیش رفته میراژ را تحویل آنها بدهد.
در این زمان، شهر آبادان از سه طرف در محاصره بود و نیروی های زمینی عراق می توانستند با پشتیبانی هوایی به هدف اصلی خود که همانا اشغال آبادان بود، برسند. در همین هنگام عراقی ها که هنوز خاطره حمله 140 فروندی روز اول جنگ را فراموش نکرده بودند، به این فکر افتادند که شاید در آستانه این عملیات پایگاه های هوایی آنها مورد هدف عقابان تیز پرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی قرار گیرد. لذا تصمیم گرفتند که کلیه هواپیماهای اصلی خود را به نقطه ای منتقل کنند که هیچ اسکادران از جان گذشته ایرانی نتواند به آن جا برسد و آن را هدف قرار دهد. پس با هماهنگی ها لازم، در تاریخ 21 دی سال 1359 عراق بخشی از هواپیماهای عملیاتی خود را به مجموعه پایگاه های الولید در غرب عراق و در نزدیکی مرز اردن انتقال داد. این پایگاه خود به یک پایگاه اصلی و دو پایگاه فرعی تقسیم می شود که به آن "اچ 3" می گفتند و از پدافند قدرتمندی نیز برخوردار بود. در همین زمان صدام حسین با ظاهر شدن در صفحه تلویزیون عراق نطقی کرد که قسمتی از آن به این شکل بود :
- من دیوار آتش دارم و ایران به هیچ وجه نمی تواند به خاک ما نفوذ عمقی کند.
چندی بعد نیروی هوایی ایران از انتقال هواپیماهای عراقی با اطلاع شد و سرتیپ شهید "جواد فکوری" فرمانده وقت نیروی هوایی، در 15 بهمن سال 59 در جلسه فرمانده هان نیروی هوایی پیشنهاد حمله به این پایگاه ها را مطرح نمود که برای طرح ریزی این عملیات، بخش ویژه طرح های نیروی هوایی کار بر روی آن را آغاز کردند و پس از مدتی این کار را غیر ممکن قلمداد کردند. در همین زمان این طرح از سوی نیروی هوایی منتفی اعلام شد ولی طرح هایی نیز مطرح شد :

طرح اول :
16 فروند فانتوم به پرواز درآیند 14 فروند اصلی و 2 فروند رزرو که 6 تانکر سوخت رسان هم همراه آنان باشد 3 تانکر در داخل خاک ایران قرار گیرند و 3 تانکر در منتهی الیه غرب عراق و برای محافظت از هر تانکر 2 فروند اف 14 نیز به پرواز درآیند که این خود انبوهی از هواپیما را بوجود می آورد.

طرح دوم :
12 فروند فانتوم به پرواز درآیند 10 فروند اصلی و 2 فروند رزرو که چهار تانکر سوخت رسان با همان شرایط با آنها باشد که در این طرح تعداد جنگنده ها و تانکرها کم می شد ولی وضعیت فانتوم ها به دلیل کمبود تانکر سوخت رسان حساس می شد و احتمال اینکه 2 فروند فانتوم از دست برود فراوان بود.

طرح نهایی
در همین حین مرحوم سرتیپ خلبان "بهرام هوشیار" در این خصوص طرحی را آماده و به صورت محرمانه با شهید فکوری مطرح کرد که بر اساس آن 10 فروند فانتوم مسلح 8 فروند اصلی و 2 فروند رزرو به پرواز درآیند و برای گمراه کردن دشمن نیز در هنگام ورود فانتوم ها به خاک عراق 2 فروند اف 5 به کرکوک حمله کنند. مکان استارت حمله نیز پایگاه دوم شکاری تبریز بود. شهید فکوری بعد از مطالعه این طرح، آن را عملی دانست و موافقت خود را با آن اعلام کرد. ولی این عملیات 2 بار به دلیل خیانت عوامل نفوذی و همچنین اطلاع عراق، لغو شد.
لذا در جلسه ای قرار بر این شد که شهید فکوری شکست این طرح را اعلام کند. جلسه مذکور در نیمه دوم اسفند ماه برگزار شد. جلسه درباره وضعیت جبهه های جنگ، استقرار نیروهای ایرانی و عراقی و... بود. پس از پایان جلسه، شهید فکوری سرتیپ (سرهنگ آن زمان ) "فرج الله براتپور" را که از معاونین عملیات یکی از پایگاه های هوایی بود، احضار کرد و اجرای ماموریتی سری، مهم و حیاتی را به ایشان ابلاغ و تاکید کرد که شخصا فرماندهی دسته پروازی را برعهده بگیرد.

طرح عملیات
10 فروند فانتوم ( 8 فروند اصلی و 2 فروند رزرو ) مسلح، در شرایط کامل حفاظتی از پایگاه شهید نوژه همدان به پرواز در می آیند و به سوی دریاچه ارومیه پرواز می کنند. هواپیماها آن جا در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان برخورد می کنند، بعد از سوختگیری، از نوار مرزی ترکیه وارد عراق شده و در آن جا با دو تانکر که از مسیر بین المللی خارج شده اند، برخورد می کنند و بعد از سوخت گیری مجدد به سمت پایگاه های الولید رفته آن جا را بمباران کرده و از همین مسیر باز می گردند.
این طرح به صورت کاملا سری پی گیری می شد و قرار بر این شد که این عملیات در سحرگاه روز پانزدهم فروردین ماه انجام شود. نکته مهم در این طراحی این عملیات، سبک بودن جنگنده ها و برق آسا بودن حمله بود

روزموعود
سرانجام روز موعود فرا رسید. در ساعت یک بامداد روز 15 فروردین ماه سال 1360 خلبانان منتخب، بدون اطلاع قبلی، به پست فرماندهی فرا خوانده شدند و بی درنگ جلسه توجیهی انجام شد و کلیه موارد و چگونگی انجام این عملیات برای کلیه خلبانان تشریح شد و قرار بر این شد که فانتوم ها به دودسته 4 فروندی تقسیم شوند. لیدر یکی از دسته ها سرهنگ براتپور و لیدر دسته دیگر سرتیپ (سرهنگ آن زمان) "فرهادپور" بودند. در پایان جلسه توجیهی، از سوی لیدر دسته پروازی اعلام شد احتمال شهادت در این عملیات بالاست پس هر کدام از خلبانان به هر دلیلی آمادگی ندارند اعلام کنند تا نفر جایگزین در لیست اصلی قرار گیرد، همه اعلام آمادگی کردند. پس از انجام فرضیه نماز و با روشن شدن هوا، عملیات آغاز شد.

شرح عملیات
این عملیات به قدری دقیق پیش بینی شده بود که از شب قبل هواپیماهای هر گروه پروازی نیز مشخص شده بودند. بعد از اعلام شماره هواپیماها از سوی گردان نگهداری، خلبانان یکی پس از دیگری در کابین جای گرفتند و این درحالی بود که خود پرسنل گردان نگهداری هم از جزئیات این عملیات خبر نداشتند.
بدین ترتیب 10 فروند هواپیمای اف 4 در سکوت کامل رادیویی به پرواز درآمدند. در طول انجام این عملیات، تنها دوبار سکوت رادیویی شکست. یکی هنگام پرواز که هر هواپیما بعد از بلند شدن از روی باند شماره خود را اعلام می کردند و بار دیگر بعد از پایان عملیات سوختگیری، رمزی را اعلام می کردند. بعد از پرواز فانتوم ها، مسیر خود را به سمت دریاچه ارومیه پیش گرفتند و درحالی که هوا ابری بود، در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان 747 برخورد کردند و اولین مرحله سوختگیری با موفقیت کامل بعد از گذشت 20 دقیقه انجام شد. سپس فانتوم ها به سمت مرز پرواز کردند.

در همین زمان دو فروند اف 5 از پایگاه هوایی تبریز به سمت پالایشگاه کرکوک به پرواز درآمدند و دریک حمله موفق، این پالایشگاه را بمباران کردند.
در این هنگام فانتوم ها در نزدیکی مرز قرار داشتند و در ساعت ۵۸/۶ صبح با رسیدن به نقطه صفر مرزی، به دو دسته 4 فروندی تقسیم شدند و 2 فروند رزرو نیز بازگشتند. ( جمعا 8 فروند، 6 فانتوم ئی و 2 فانتوم دی وارد عراق شدند ). در همین زمان به فرمانده پدافند عراق اطلاع می دهند که تعدادی هواپیمای ناشناس در نوار مرزی ترکیه مشاهده شده اند که او اظهار می کند هواپیماها متعلق به ترکیه است.
فانتوم ها به صورت فرمیشن 4 تایی با فاصله 500 پا از یکدیگر، در ارتفاع پایین از شهر مرزی زاخو گذشتند و وارد خاک عراق شدند. در این هنگام ارتفاع خود را به پایین ترین سطح ممکن رسانده و به مسیر خود برروی نوار مرزی ترکیه ادامه دادند.

در منتهی الیه شمال غرب عراق فانتوم ها در فاصله 90 مایلی هدف، با دوفروند تانکر سوخت رسان 707 که به تعبیری از فرودگاه لارناکا قبرس و به تعبیری از فرودگاهی در ترکیه برخواسته بودند و با خارج شدن از خطوط بین المللی، خود را به آن جا رسانده بودند، برخورد می کنند و در ارتفاع 20000 پایی از آنها سوختگیری می کنند و دوباره ارتفاع خود را کم و در حدود 30 متری زمین پرواز می کنند و به طرف نخستین نشانه زمینی به پیش می روند که در این لحظه به نقل از خود سرتیپ براتپور (لیدر عملیات) دستگاه های ناوبری جنگنده ای شان از کار می افتد و وقتی موقعیتی که دستگاه ها نشان می دهند با نقشه مقایسه می کند نشان دهنده موقعیت واقعی نبود که ایشان با کابین عقب که افسر کنترل رادار بودند صحبت می کند و می گوید :
سرتیپ براتپور : ظاهرا دستگاه ناوبری من ایراد دارد می توانی بگویی که دستگاه شما کجا را نشان می دهد؟
خلبان کابین عقب : (با خون سردی می گوید) تل آویو.
سرتیپ براتپور: پس برویم آن جا را بزنیم!
خلبان کابین عقب : (با لهجه شیرازی) ها بریم!
به هر صورت پس از گذشتن از آخرین نشانه زمینی، سرتیپ براتپور راه اصلی را پیدا می کند و با علامت او، از هر دسته 4 فروندی فانتوم ها، یک فروند جدا می شود و گروه سوم را تشکیل می دهد. در همین حین یکی از خلبانان یک موضع پدافندی که در نقشه اولیه پیش بینی نشده بود را می بیند و به دلیل این که مبادا در مسیر برگشت مزاحم شود به آن حمله و آن را نابود می کند.

هواپیماها به هدف می رسند
گروه اول به فرماندهی سرتیپ فرهادپور در ساعت ۴۵/۷ به پایگاه اول حمله می کند.
گروه دو در ساعت ۵۰/۷ به پایگاه دوم حمله می کند.
گروه سوم به فرماندهی سرتیپ براتپور به سمت پایگاه سوم (اصلی ) حمله می کند در حالی که هنوز گروه سوم به پایگاه اصلی نرسیده بودند، دو گروه دیگر کار خود را تمام کرده بودند زیرا آنها فاصله کم تری نسبت به این پایگاه داشتند. دود ناشی از انفجار هواپیماها و انبارها، تمامی فضا را پر کرده بود و پدافند و موشک های زمین به هوای دشمن از هر طرف برای سرنگونی فانتوم ها شلیک می کردند. سرتیپ براتپور با دیدن این اوضاع، تصمیم می گیرد بجای این که از مسیر از پیش تعیین شده به پایگاه سوم حمله کند، با گردشی به سمت راست از سمت مخالف به آنها حمله ور شود که بدین ترتیب موفق به غافلگیری آنها می شود.
پایگاه دشمن از استتار خیلی خوبی برخواردار بود، به شکلی که حتی رنگ سقف آشیانه ها نیز به رنگ زمین بودند و روی ادوات نیز به خوبی پوشانده شده بود. هنگامی که گروه سوم به فرماندهی سرتیپ براتپور به روی پایگاه می رسند، عراقی ها که فکر نمی کردند خلبانان ایرانی جسارت و توانایی لازم جهت حمله به آن جا را داشته باشند، کاملا غافلگیر شدند. آنها که مشغول کارهای زومره بودند ابتدا تصور کردند که هواپیمای خودشان است که به سمت آنها می آید، همچنین به دلیل تغییر سمتی که داده شده بود لوله های توپ های ضدهوایی آنها نیز سمت مخالف را نشانه گرفته بود و به اصطلاح دیوار آتش آنها در سمت دیگری بود. فانتوم ها با رسیدن به بالای پایگاه، شیرجه رفته و تمامی بمب های خود را رها می کنند و پایگاه را به جهنمی از آتش تبدلیل می کنند به طوری که در بعضی از نقاط به دلیل ارتفاع کم فانتوم ها، زبانه آتش به ارتفاع هواپیماها نیز می رسید.

تمامی بمب ها بر روی هواپیماها و آشیانه ها با دقت فرو ریخته شد و تقریبا تمام اهداف از پیش تعیین شده را نابود کردند، سپس با گردشی به سمت مخالف، فانتوم ها از محل دور می شوند. در این مرحله یکی از هواپیماها به خلبانی سرتیپ خلبان شهید "محمود خضرایی" آسیب می بیند که سریعا خود را از معرکه دور می کند. در همین برگشت، سرتیپ براتپور بر روی جاده بین المللی عراق – اردن متوجه یک تریلی حامل محموله نظامی می شود که گویا از بندر عقبه در خاک اردن بارگیری کرده و به عراق وارد شده بود. بی درنگ با هواپیما به سمت تریلی شیرجه می رود و با مسلسل هواپیما آن را هدف قرار داده و منفجر می کند. سپس بلافصله ارتفاع را کم کرده و پس از تماس با فرکانس قراردای با تانکرهای سوخت رسان، به سوی آنها پرواز می کنند.

در این لحظه تانکر های سوخت رسان در همان منطقه (قسمت غربی خاک عراق) در ارتفاع پایین و خارج از دید رادار دشمن در حال گشت زنی و منتظر فانتوم ها بودند تا مرحله سوم سوخت گیری انجام شود. سرتیپ براتپور برای یک لحظه متوجه سوخت هواپیمای خود می شود و می بیند که به حداقل خود رسیده و تانکرها را نیز نمی بیند و این به دلیل آن بود که در راه بازگشت برای انهدام تریلی اقدام کرده بود. از طرفی برای این که سکوت رادیویی را نیز نشکند و دشمن را متوجه خود و دیگر هواپیماها نکند، با توکل بر خداوند مسیری که قرار بود هواپیماهای جنگنده از آن جا به تانکرها برسند را درپیش می گیرد و به راه خود ادامه می دهد تا این که سرانجام از راه دور یکی از تانکرهای سوخت رسان را می بیند. در این لحظه سوخت هواپیما به حداقل خود رسیده بود و ایشان برای این که مبادا تانکرها را گم کند، چشم از آنها بر نمی دارد. سرانجام با کمک خداوند تمامی فانتوم ها به محل سوختگیری رسیده و با خون سردی و احتیاط سوختگیری می کنند. پس از این که کار سوختگیری به پایان رسید و تمامی شکاری ها سوختگیری کردند، تانکرها بلافاصله وارد خاک ترکیه شدند و از مسیر بین المللی آنکارا – تهران به ایران بازگشتند.
هواپیماهای فانتوم نیز از قسمت شمالی عراق، بر روی نوار مرزی و از همان راه اولیه با تمام سرعت، به سمت وطن بازگشتند.

تعقیب همه جانبه از سوی دشمن
دشمن لحظاتی بعد از این ضربه مهلک، بی درنگ تعداد زیادی هواپیمای شکاری رهگیر خود را به پرواز در می آورد تا شاید بتواند فانتوم های ایرانی را رهگیری و سرنگون کند و به هرترتیبی که شده اجازه بازگشت به هواپیماهای فانتوم ندهد. سرتیپ براتپور نقل می کند که خود دو دسته چند فرودندی را دیدند و خوشبختانه آنها نتوانستند هواپیماهای ما را رهگیری کنند.
درحالی که هواپیماهای فانتوم به مرز نزدیک می شدند، هواپیماهای اف 5 و اف 14 خودی در حوالی مرز به انتظار آنها بودند و منتظر تماس فانتوم ها بودند تا به کمک آنها بشتابند. با نزدیک شدن فانتوم ها به مرز، حمله هوایی دیگری در مرزهای مشترک انجام شد تا فانتوم ها بتوانند به راحتی وارد خاک ایران شوند.

عقابان بازگشتند
خوشبختانه فانتوم ها توانستند خود را به مرز رسانده و همه در محل مقرر سوختگیری چهارم را انجام دهند و تلاش عراقی ها برای سرنگونی آنها نیز بی نتیجه ماند.
فانتوم ها بعد از سوختگیری، همگی به پایگاه شهید نوژه همدان برگشتند. پرسنل نگهداری که در آخرین لحظات بازگشت فانتوم ها، از موضوع حمله با اطلاع شده بودند، با هیجان درباره چگونگی این عملیات سخن می گفتند و چون چیزی درباره جزئیات آن نمی دانستند، به سراغ جانشین فرمانده پایگاه رفته و نگرانی خود را در مورد سلامتی گروه پروازی ابراز می داشتند. پرسنل پایگاه که از عملیات شجاعانه خلبانان مبهوت مانده بودند، بی صبرانه در انتظار بازگشت همه خلبانان دقیقه شماری می کردند. سرانجام چرخ های اولین گروه فانتوم ها باند فرودگاه را لمس می کند و پرسنل گردان پرواز و نگهداری، با چشمانی اشکبار که حاکی از دیدار دوباره خلبانان بود و با فریاد الله اکبر و قربانی کردن گوسفند، به استقبال آنها می روند.
پرواز نتیجه داده بود. خلبانان شجاع بعد از چهار ساعت و چهل دقیقه پرواز با سرعت بالا و طی مسافت 1000 کیلومتر با چهار نوبت سوختگیری در مسیر رفت و برگشت، موفق شده بودند غیرممکن را ممکن کنند و ضربه مهلکی به پیکر نیروی هوایی عراق وارد آورند.

نتایج عملیات
بعد از عملیات مشخص شد که خسارت ها، بیشتر از پیش بینی ها بود:
- 48 فروند هواپیماهای شکاری – بمب افکن (شامل میگ 21 – میگ 23 – سوخو 20 – سوخو 22 – توپولف 16 و میراژ ) منهدم و یا آسیب جدی دیده است.
- 3 آشیانه بزرگ هواپیما، 2 دستگاه رادار و چندین پناهگاه بتونی هواپیما، به طور کلی تخریب شده است.
بعد از این عملیات غرورآفرین، فرمانده پدافند هوایی عراق از سوی صدام برکنار شد. نامبرده بعدا اعدام شد ولی منابع عراقی خبر خودکشی او را اعلام کردند.
این عملیات تاثیر بسزایی در روحیه رزمندگان اسلام داشت، به طوری که چند ماه بعد عملیات موفق "ثامن الائمه" انجام شد و در پی آن نیز عملیات موفق "طریق القدس" و "بیت المقدس" با موفقیت کامل و بازهم با پشتیبانی مناسب نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، انجام شد.
دیدار با امام 
سه روز پس از این عملیات، در تاریخ 18/1/1360 بدون هیچ تشریفاتی، کلیه خلبانان شرکت کننده در این عملیات به حضور حضرت امام خمینی (ره) رفتند.
نور شادی و رضایتمندی در چهره امام (ره) به وضوح مشاهده می شد به طوری که یکی از نزدیکان امام گفتند: "تا به حال ایشان را به این خوشحالی ندیده بودند."
پس از موفقیت کامل در این عملیات، سیمای جمهوری اسلامی نیز برای اولین بار سرود خلبانان را پخش کرد تا بدین شکل تقدیری کوچک از این دلاوران شود.

تیزپروازنی که بعدها آسمانی شدند
در اینجا یاد می کنیم از عقابانی که در این عملیات شرکت داشتند و بعدها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند:

سرلشکر خلبان شهید "حسین خلعتبری مکرم"
سرتیپ خلبان شهید "محمود خضرایی"
سرگرد خلبان شهید "علی خسروی"
سرگرد خلبان شهید "عبدالله رضایی"
سرگرد خلبان شهید "پورسرابی"

پایانی موفقیت آمیز
با توجه به این که در طول دفاع مقدس، آمریکائی ها حتی قطعات یدکی هواپیماهایی را که خودشان ساخته بودند در اختیار ما قرار نمی دادند، می توان عملیات حمله به اچ 3 را یکی از بزرگ ترین و قاطع ترین عملیات هوایی جهان قلمداد کرد که خلبانان شجاع ما توانستند با چیزی حدود 5 ساعت پرواز، چهار بار سوختگیری هوایی و طی مسافتی بالغ بر 1000 کیلومتر در سکوت مطلق هوایی، حماسه ای خلق کنند که نه تنها سردمداران عراق و همپیمانانش، بلکه هیچ یک ازکارشناسان غربی هم فکر آن را نمی کردند.

«8+140 فروندی»؛ کتابی دیگر در مورد نیروی هوایی

امیر سرتیپ احمد مهرنیا از تدوین کتابی در مورد اولین حمله نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران خبر داد و گفت: كتاب «8+140 فروندی»، درباره عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در روز يكم مهرماه سال 1359 در دو بخش در دست نگارش و تدوين است.

به گزارش ستاد خبر انتشارات سوره مهر، امير سرتيپ احمد مهرنيا درباره اين کتاب گفت: كتاب «8+140 فروندی» درباره نحوه عملیات 140فروندی و در پاسخ به تجاوز 31 شهریور عراق به خاک کشور است که در دو بخش نوشته ام.

وی ادامه داد:بخش اول مربوط به روز عملیات و نحوه انجام آن است و در بخش دوم برای جذابیت بیشتر تعداد 140 خاطره از خلبانان و کسانی که از این عملیات خاطره ای دارند آمده ، که بخش اول کتاب تمام شده و بخش دوم هم حدود 70 خاطره آماده شده است.

سرتیپ مهرنیا در پاسخ به این سوال که آیا در این کتاب تنها به روز عملیات پرداخته شده یا مطالب دیگری در مورد نیروی هوایی آورده شده،گفت:با توجه به کوتاه بودن روایت این بخش، سعی کردم به صورت کوتاه یک برگشت به عقب به عملیات های نیروی هوایی در ماجرای اروندرود و عملیات نیروی هوایی در ظفار عمان البته بدون توجه به درست و غلط بودن این دو عملیات و تنها از نقطه نظر نقش نیروی هوایی از نظر عملیاتی مطالبی بیاورم.

نویسنده کتاب «حمله به الولید» ادامه داد: بعد به رویدادهای سالهای بعد از انقلاب و تحولات نیروی هوایی و پاکسازی های که در این نیرو صورت گرفت به صورت محدود پرداختم و با این مقدمه می خواستم مخاطبان به وضعیت نیروی هوایی در آن مقطع زمانی پی ببرند.

وي افزود: نيروي هوايي با این وضعیت ساعت 1:30 بعد از ظهر روز 31 شهريور سال 59 وارد عمل شد و با برنامه‌ريزي، روز يكم مهرماه حمله گسترده‌اي را با 148 فروند جنگنده در قالب عمليات معروف «140 فروندي»، انجام داد.

وی در پایان اظهار داشت:با توجه به اینکه کتاب اولم با عنوان «حمله به الولید» را سوره مهر منتشر کرد، قصد دارد به محض تمام شدن این کتاب، آن را برای انتشار در اختیار این ناشرقرار دهد.